تبليغاتX

شهید سید فاضل اخلاقی

شهید سید فاضل اخلاقی

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

ساعت

امکانات

فال حافظ- اشاره اي فرما

شهداء

شهدا؛

گفته بودم نوای عشق را از سوز نی شما بشنوم تا از نفیرتان همگان ناله عاشقانه سر دهند  چه گویم که نی سوخت و نوای عاشقانه شما چه مظلومانه و سوزناک سوزاند دل همگان را.

و شدید هم نوا و هم نی و هم ناله ....

                سوختگان سوخته سوز شهید

                                   سوختید و سوزاندید

                                               و چه خوب سوختید

                                                             و سوزاندید.....


نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/07/21 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

فتوای عشق

فتـــــــــــــــــــــوای  عشق

عقل می گوید حادثه بود وعشق میگوید جاذبه بود، عقل میگوید اتفاق بود و عشق میگوید انتخاب،عقل غمناک است و عشق فرحناک،عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن،عقل میگوید الاجل،عشق می خواند العجل.تو از ظاهر میگویی و من از باطن ،تو شیطان را برون بینی و من درون،تو دل را آرام بینی و من همهمه ،عقل کشته شیطان برون را شهید میداند و عشق کشته درون را، عقل حاکم ظاهر است و عشق سلطان باطن ،از تو میپرسم راه معشوقه از کجا می گذرد؟ شاید بگویی وجود انسان میان عقل و عشق متحیر مانده و جوابی ندارد.

اما ببین که حاکم عقل و عشق چه زیبا سروده است :

«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء»

بگذار بهتر بگویم شهید راه معشوقه کدام است؟ آیا جز آن است که انسان سر در کوی او گذارده باشد و دل به او داده باشد؟

آنجا که فرمود هر که عشق ورزد و کتمان کند و بمیرد شهید است، کدام شهادت است؟

آنجا که فرمود هر که در حال ایمان به حق کشته شود شهید است،کدام شهادت است؟

اما بگویم که رفتن در این راه کار هرکس نیست .

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری                       

                                    بر حذر باش که سر میشکند دیوارش

حال که اینچنین شد عقل قانع میشود و دیگر شهادت را در میدان جنگ نمی پندارد و دیگر فتوا نمی دهد که شهدا رفته اند و ما مانده ایم . دیگر سخن نمی راند که باب شهادت بسته و جنگ پایان یافته است. بلکه به فرمان عشق عالم را صحنه نبرد حق و باطل میداند و مجاهد در این میدان را شهید.

حال چگونه برایت تفسیر کنم که هجرت یعنی چه؟

آن هم هجرت به سوی خدا و رسولش.

بخوان نامه معشوق را که«من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقط وقع اجره علی الله»

می خواهم تو برایم تفسیر کنی . انکه رفته تا از رنگ و روی دنیا پیراسته گردد ، آنکه هجرت کرده تا دل از غیر او تهی کند ، آنکه رفته تا با شهیدان هم نوا شود به کجارفته است؟

تو برایم بگو که این کدام هجرت است..........

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/07/16 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

خوشا به حال آنان ............

 

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/07/04 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

من چه میدانم ...........

 

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/07/04 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

هفته دفاع مقدس گرامی باد .

ما  فرزندان جنگ هنوز لحظه های شور و رزم حماسه پدرانمان ار از یاد نبرده ایم.                           هنوز سیمای مادران شهید ، پدران همیشه در جبهه ،برادران رزمنده ،خواهران دلسوخته و امام هماره سر بلند وغیورمان را در یاد داریم وبرای همیشه خاطر سالهای  عشق وحماسه را زنده نگاه میداریم.

بار دیگر یادم آمد روز جنگ

                                    روزهای آشنایی با تفنگ                

روزهای عشق با سجاده ها

                                  دوستی با ترکش خمپاره ها

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/07/04 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

جنون عشق .............
     درياي عشق

      مجنون را با عقل میانه ای نیست...

      عشق همواره فراتر از عدل و عقل می نشیند، و اصلا عشاق می گویند که این جنون، عین عدل و عقل است.

      عاقلان می گویند: خداوند عادل است.

      عاشقان می گویند : عدل آن است که معشوق می کند.

      عاقلان چون گرفتار بلا شوند، گویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد...

      اما عاشقان، عاشق بلایند.

      درٌ حیات، در احتجاج « صدف عشق » است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت،

      در ژرفنای اقیانوس بلا، عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشند چگونه به دریا زنند؟

                                                                   * سید شهیدان اهل قلم

جنون عشق

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/07/04 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

چه عشق بازی سوزانی

چمران شهيد شمع 

      همراه شمع مي سوزم و به دنبال او اشك مي ريزم و با امواج دريا به بي نهايت مي روم و تا ستارگان دور آسمان صعود مي كنم و در كهكشان محو و نابود مي گردم...

     چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي! چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي! چه عشق بازي سوزاني! چه شب قدري! چه معراج و صعودي و وحدتي!

     خدايا! تو را شكر مي كنم كه از قفس جسم آزادم كردي. از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي. از ميان طوفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي. از گردابهاي خطرناك سقوط و ياس و پژمردگي نجاتم دادي.

      خدايا! تو را شكر مي كنم كه قلبم را با سوزش شمع هماهنگ كردي. ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي. روحم را با وسعت آسمان بي پايانت به بي نهايت، اتصال دادي

      مرگ به سراغم مي آيد؛ آن قدر آرام و مطمئن به او نگاه مي كنم كه گويي خضر پيغمبرم...

      ‌خدايا از من سندي اگر بطلبي قلبم را ارائه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد.

         * از مناجاتهای شهید چمران

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/07/04 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

در هجرت عشق

بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.

زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...

امشب عجب حالی دارد حسن، نمی‌داند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر می‌نگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.

علی را در محراب عشق کشتند ،

فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شب‌هایشان را روشن کند .

علی غریب و تنها، شکوه در چاه می‌کرد، نخلستان‌های کوفه هیچگاه ناله‌های شبانه‌اش را از یاد نخواهد برد .

دل آسمانی‌اش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند می‌زد و امشب عرش را در مقدمش، آذین بسته‌اند

علی رهسپار است و دلها در پی او روان،

او می‌رود و حسرت ابدی جهان را فرا می‌گیرد،

چرا که علی یگانه بود ...

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: شنبه 1388/06/21 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

علی کیست ؟

از آن زمان که کودکی نو پا بودم، به یاد دارم هر گاه که می خواستم برخیزم ، به من آموخته بودند «یا علی» بگویم ، هر گاه می خواستم باری را بلند نمایم «یا علی» می گفتم، ام ا«یا علی» چه بود ؟ و «علی» که بود ؟ نمی‌دانستم.

امروز هم که بزرگ شده و مطالعاتی در سیره و سرگذشت آن حضرت داشته‌ام ، باز هم باید اقرار کنم که چیزی نمی‌دانم و درک جلوه های شخصیت ابر مردی که ماوراء شخص وی، حتی برای اصحابش ناشناخته بود و هست؛ برای فردی چون من، ناممکن است مگر نمی از یمی.

مولوی بلخی با آن اندیشه عمیق و روح بلند درباره حضرت علی علیه السلام می‌گوید:

در شجاعت شیر ربانیستی                                         در مروت خود که داند کیستی؟

و ابوعلی سینا، متفکر و فیلسوف شرق نیز در مقام تشبیه او چنین می‌گوید:

[علی علیه السلام نسبت به اصحاب، مانند «معقول» بود نسبت به «محسوس»] و نیز می‌گوید: «علی علیه السلام در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود.»

به راستی کدام بُعد از ابعاد وجود علی علیه السلام را می توان بررسی کرد ؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار، گذشت، علم، آگاهی و معرفت ، زهد و تقوا و ... کدام یک؟

علی علیه السلام، شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد؛ حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر ، بی گذشت و دقیق النظر بود.

به راستی شناخت کامل از این دریای ناپیدا کرانه فضیلت ، تقوا و دانش، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله که معلم و مربی اوست و اولاد مطهرش که پرورش یافتگان مکتب او هستند؛ تنها ایشان هستند که مقام و رتبت او را، چنان که هست، در می یابند و دیگران را راهی به شناخت شخصیت والای او نیست.

امیرالمؤمنین دریایی است از خصایص عالی بشری و جامع صفات ممتاز یک انسان برتر، و به حقیقت انسانی کامل. ایشان در این صفات، تا آنجا پیش رفته که حتی دشمنانش نیز زبان به تمجید او گشوده‌اند.

آورده‌اند: روزی محقن بن ابی محقن که از حضرت علی علیه السلام روی برگردانده و به سوی معاویه رفته بود، برای شادمان ساختن معاویه گفت: « من از نزد بی زبان ترین مردم به نزد تو آمدم!» این چاپلوسی چنان مشمئز کننده و بی جا بود که معاویه گفت: " وای بر تو! علی بی زبان ترین افراد است؟! قریش پیش از علی از فصاحت آگاهی نداشت، علی به قریش درس فصاحت آموخت!"(1)

"طه حسین" نیز درباره امام چنین می گوید: " من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم." (2)

ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین و آنان که می‌خواستند اسلام را از مسیر اصلی‌اش منحرف ساخته، به وادی انحراف، امتیازات طبقاتی و سنن جاهلی بکشانند، حقیقتی است روشن.

حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمین، در حالی که "خار در چشم و استخوان در گلو" داشت، حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.

علی علیه السلام در آن گردبادهای اغراض و جهالت و در طوفان‌های کینه توزی از مطامع دنیوی، ناشناخته بود و سخنان آتشین و مواعظ از دل برخاسته اش در دل های قسوت گرفته و سنگین، کمتر اثری نداشت تا جایی که امام سر به بیابان می‌نهاد و درد دل را تنها با خواص اصحابش در میان می‌گذاشت یا در سکوت عمیق چاه درد تنهایی را باز می‌گفت.

علی علیه السلام که چشمه‌های حکمت و دانش از ستیغ کوهساران شخصیت والایش ریزان بود و قادر بود سعادت دو جهان را برای همگان به ارمغان آورد؛ او که به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر بود، او که از شمیم روح پرور وحی محمدی صلی الله علیه و آله بهره مند شده و از کودکی در آغوش پر مهر نبوت پرورش یافته بود؛ او که عادل ترین داوران و شجاع ترین دلاوران، امیرمؤمنان و پناهگاه ستم رسیدگان و دردمندان بود؛ همچنان ناشناخته ماند و جز تنی چند از یاران وفادارش، دیگران به ارزش وجودی او پی نبردند و یا نخواستند پی ببرند...

" به واقع علی(علیه السلام)، مظلوم تاریخ اسلام است. "

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سیری درنهج البلاغه ، مرتضی مطهری، ص 15.

2- همان ، ص 19.

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/06/17 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

یک قدم تا عرش !!!

گرچه برپا دارم از ره آبله

یک قدم تا عرش دارم فاصله

نویسنده: منتظر شهادت ׀ تاریخ: یکشنبه 1388/06/15 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

شهید
خریدار : خدا
فروشنده : مومنین
کالای مورد معامله : جان و دارایی
قیمت و بهای جنس : بهشت
سند : تورات - انجیل - قرآن
ضامن : وعده راستین خداوند
شهدا را با یک گل صلوات یاد کنید .
در آرزوی شهادت


جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to payamefazel.Blogfa.com / Theme by: iTheme